X
تبلیغات
یسنا - عرفان از حدیقه الحقیقه تا منطق الطیر

یسنا

بایگانی نوشته های نشرشده

عرفان از حدیقه الحقیقه تا منطق الطیر

 مقدمه

 جامی می گوید: رمز و کنایات در ادبیات عرفانی برای آن صورت می گیرد تا جمال معانی از دید بیگانگان (کسانی مه به این مسلک کار ندارند) پوشیده بماند.

بنابراین عرفان، بیان ویژه و زبان ویژه به خود را دارد یعنی موقع که عارف از: بت، زنار، مغ، مغبچه، معشوق، عاشق، خال، خط، زلف، صنم، می، میخانه و... سخن می گوید، مرادش از این واژه ها همان معنای معمول نیست که به طور عام تفهیم شده است.

عارف نه تنها از واژه ها بلکه از تمثیل و حکایات هم بنا به بیان عرفانی، نتیجه گیری می کند و این نتیجه گیری از نتیجه ای که در ظاهر کلام عرضه شده، متفاوت است.

عرفان، بیان زبانی و اصطلاحات  خاص خودش را دارد که همین ویژه گی سبب تفاوت ادبیات عرفانی در قلمرو ادبیات می شود.  عرفان در قلمرو خود نیز تفاوت های دارد، زیرا هر مکتب عرفانی تصرف زبانی متفاوت نسبت به مکتب عرفانی دیگر در عرصه زبان دارد و همین طور هر عارف از زبان برای ارایه دید عرفانی اش، استفاده مخصوص به خود را دارد. اگر به حدیقه الحقیقه و منطق الطیر، به کارگیری زبان را مورد توجه قرار بدهیم به این تفاوت متوجه خواهیم شد بنابراین تفاوت ی توان گفت قوت یک اثر عرفانی در ارایه تفکر و عقاید نه بلکه در تصرف زبانی عارف در عرصه زبان و بیان عرفانی می باشد به این معنا که عارف تا چه اندازه با زبان برخورد هنرمندانه کرده است و چقدر توانسته است مفایم زبانی را در عرصه زبان با تصرفی که در زبان کرده، خلق کند.

این مقدمه چینی برای ورد به خوانش برخی تفاوت های حدیقه الحقیقه و منطق الطیر ابراز شد و با همین برداشت زبانی از عرفان نگاهی به این دو اثر عرفانی، می اندازیم:

 

موقیعت عرفانی سنایی وعطار در تاریخ عرفان

1- سنایی

سنایی غزنوی نه تنها شعر تغزلی صوفیانه را درادبیات فارسی آغازکرده، بلکه مثنویات تعلیمی او از جمله حدیقه الحقیقه، اولین و جالب ترین تجربه درزمینه ابداع شعرتعلیمی آمیخته با مضامین تمثیلی وتغزلی است[1] بنابراین می توان گفت که سنایی از اولین کسانی است که کتاب منظومی را در مسایل زهد وعرفان واخلاقیات عرفانی وصوفیانه ارایه کرده است.[2] از این روی می توان گفت که موقیعت عرفانی سنایی ازنظرتاریخ عرفان دردوره پخته گی آغازین روزگار عرفان قراردارد. یعنی با سنایی اصطلاحات عرفانی وارد شعر می شود وشعر عرفانی در ادبیات فارسی زمینه وبستر پیدا می کند. چنان که بزرگترین عارف، مولانای بلخ می گوید: عطار، روح بود و سنایی دوچشم او/ ما از پی سنایی وعطار آمدیم.

 اگرچه قبل ازسنایی ترانه وغزل های صوفیانه جسته وگریخته درادبیات فارسی حضوردارد. ازجمله دراشعار ابوسعید بن ابی الخیر( وفات 481هـ -ق) وعین القضاه همدانی (معقول 525 هـ- ق) وخواجه عبدالله انصاری هروی ( وفات 481 هـ - ق) ترانه ها وغزل های صوفیانه تبارزیافته است.

اما این شیوه را سنایی گسترش بسیار داد وطبع خود را درپیچ وخم نکات مشکل ذوقی وعرفانی انداخت[3]. تا این که این طریقه را درادبیات فارسی به یک مکتب، ارتقا بخشید.

 

 محققان سال تولد سنایی را، 437 هـ- ق دانسته اند. البته این سال تنها در (ریاض العارفین ) آمده است[4]. اما دیگران سال تولدش را بین 463 تا 473 دانسته وسال وفات سنایی را بین سال 529 تا 535 قبول کرده اند[5].

 

2- عطار

عطار نیشاپوری وارث عرفان سنایی است[6] درمیان بزرگان شعرعرفانی فارسی، زندگی هیچ شاعری به اندازه زندگی عطار در ابرابهام نهفته نمانده است. اطلاعات ما در باره مولانا صد برابرچیزی است که در  باب عطار می دانیم. حتا آگاهی ما در باره سنایی که یک قرن قبل از عطار می زیسته بسی بیشتر از آن چیزی است که از زندگی عطارمی دانیم. نه سال تولد او به درستی روشن است و نه حتا سال وفات او. این قدر می دانیم که او در نیمه دوم قرن ششم وربع اول قرن هفتم می زیسته، اهل نیشاپور بوده است و چند کتاب منظوم ویک کتاب به نثر از او باقی است. نه استادان او، نه معاصرانش ونه سلسله مشایخ او در تصوف، هیچ کدام، به قطع روشن نیست. ازسفرهای احتمالی اوهیچ آگاهی نداریم واز زندگی شخصی وفردی او و زن و فرزند و پدرومادر وخویشان او هم اطلاع قطعی وجود ندارد. در این باب هرچه گفته شده است، غالباً احتمالات وافسانه ها بوده است[7]. اگر از زندگی تاریخی عطار بگذریم و موقعیت او را در ادبیات فارسی در نظر بگیریم، عطار در تاریخ عرفان موقعیت بینابین دارد که قبل از سنایی است وبعد از او مولانا است. عطار تحول را در ادبیات عرفان به میان آورد، با این تحول از عرفان زاهدانه سنایی فراتررفت وعرفان ذوقی را تجربه کرد[8].

ارزش عرفانی حدیقه الحقیقه ومنطق الطیر

1- حدیقه الحقیقه

حدیقه الحقیقه (الهی نامه) به راستی ازحیث الفاظ ومعانی درنوع خود همتا ندارد، و در آن سنایی همه قدرت خود را به خرج داده وگنج گرانبهایی از حکمت یعنی نکته سنجی در مباحث دینی ومبانی اخلاقی پرداخته که نظیرآن کمتر دیده شده، وشاید بتوان گفت که در جزالت معنا وحسن سبک و ارسال مثل واشتمال برمعانی سودمند وتمثیلات روی هم رفته، چنین کتابی تنظیم نیافته است[9].

این کتاب در برگیرنده ده باب و ده هزار ابیات در امثال وپند ومدح بزرگان دین وسزاواران وبیان ذات وصفات الهی است:

عددش هست ده هزار ابیات    همه امثال وپند ومدح وصفات[10]

این کتاب با معیار واصول شریعت نوشته شده است زیرا موقع که کتاب حدیقه پایان گرفت وانتشار یافت، عالمان ظاهر، در غزنه برسنایی طعن زده اعتراض کردند. سنایی کتاب را نزد برهان الدین علی بن حسین غزنوی معروف به «بریان گر» ( وفات،551-هـ - ق ) به بغداد فرستاد. این عالم کتاب را وعقاید سنایی در کتاب را طبق شریعت دانست، بنابراین سنایی از اعتراض عالمان ومتشرعین غزنه برائت پیدا کرد[11].

این کتاب بیشتر روی موازین اخلاقی وتعلیمی بااصول شریعت تدوین یافته است. اما سنایی از بیانات ومفاهیم عرفانی استفاده کرده است ویک باب را به عشق ومحبت اختصاص داده است که در این باب دید عرفانی را بیان کرده است. در کل می توان گفت این کتاب با بیان عرفانی ارایه شده وموضوع کتاب صددرصد عرفانی نیست. با این هم در ادبیات عرفانی فارسی این اثر از نخستین آثار منظوم عرفانی است که براثار عرفانی بعد ازخود تاثیر به سزایی گذاشته است.

2- منطق الطیر

منطق الطیر یکی ازمشهورترین آثارعطار است. تصور براین است که از یک قصه تمثیلی ورمزی غزالی به نام «رساله الطیر» ماخوذ می نماید که گویند برادرش شیخ احمد آن را ازعربی به فارسی نقل وبه احتمال قوی همین نقل فارسی، ماخذ عطار درنظم آن بوده است.

 اماعطار این اثر (منطق الطیر) را کاملاً با رویکرد عرفانی بیان کرده است و پخته ترین آثار منظوم عرفانی فارسی است. چنانچه خود عطار در عرفان موقعیت بینابین دارد، این اثرش (منطق الطیر)هم در عرفان و ارزش های عرفانی موقیعت بینابین دارد یعنی پیش از منطق الطیر، حدیقه الحقیقه سنایی است وپس ازمنطق الطیر بزرگترین اثر عرفانی یعنی مثنوی معنوی مولانا است باید گفت که عطار درعرفان وارث سنایی است اما با آن که ازسنایی تاثیر پذیرفته بازهم در بیان مراحل وسیروسلوک عرفانی ویژه گی خودش را دارد که اثر عرفانی عطار(منطق الطیر) را از دیگر آثار عرفانی متمایز می کند.

منطق الطیر حاوی چهارهزاروچهارصد وپنجاه وهشت بیت است. لازم به یاد آوری است که داستان های عرفانی منطق الطیر برپایه نماد مرغ به وجود آمده است[12].

مقایسه کاربرد اصطلاحات عرفانی در حدیقه الحقیقه و منطق الطیر

مثنوی منطق الطیر عمده ترین اثر منظوم عرفانی است. منطق الطیر (مقامات طیور) مراحل ومنازل سیر وسلوک عرفانی را با شیوه رمزی وتمثیلی بازتاب می دهد.

پیوستگی وتسلسل منطقی قصه ها وحکایات اصلی وفرعی وتلفیق آنها به نحوشایسته وبا بیان گیرا وروان، دوری جستن ازصنعت گرایی ها، این مثنوی را ویژگی مشخص داده است. از این جهت است که آن را عمده ترین اثر منظوم عرفانی درمقامات طیورمی دانند[13].

عطارشاعر تمام صوفی ومرد کامل العیارعرفانی است که اشعارش، مثال روشن شور وشوق و وجد وحال یک نفر شاعر پخته صوفی است.

 شیخ عطار، سرانیده دردهای عارفانه است و از این روست که سخنش را با وجود سادگی و بی تصنعی که دارد، تازیانه سلوک خوانده اند[14].

 

حدیقه الحقیقه که یکی از مهترین آثارادبی صوفیانه به زبان فارسی است. غزلیات سنایی جذبه وشوری دارد ودر بعض آنها لحن قلندری محسوس است. با این همه به واسطه تقیدی که او به سنن ادبی وفنون شعری دارد، تاثیری را که درغزل های شورانگیز عطار ومولوی است، غالباً در سخن او نمی توان یافت. کتاب حدیقه سنایی اولین منظومه مهم صوفیه است. درمیان حالات ومعاملات عرفا، شاعر در آن به مطابقت باشریعت مقید بوده است، و در بیان عقاید وتعالیم خویش به ذکر قصص وتمثیلات پرداخته ومخصوصاً حکایاتی از احوال مقامات قدما صوفیه وزهاد با ایجاز تمام آورده است. و نیک پیدا است که در بیان مقصود برخلاف عطار و مولوی چندان به قصه پردازی علاقه نداشته وبه خوبی ودلکشی آنها نیز از عهده تمثیل وتفصیل برنمی آمده است. کتاب حدیقه و سایر مثنویات سنایی دربیان عقاید وآرای صوفیه کم و بیش درحدود ظواهرشریعت است و از تندروی های عطار ومولوی خالی است[15].

 می توانیم سنایی را نخستین کسی بدانیم که عرفان را به صورت جدی در شعرهایش آورده اما عرفان او زاهدانه بود؛ درحالی که ازعطار، ذوقی بود. عطارحتا نسبت به عرفانی پیش ازخود ابتکاراتی دارد مثلاً به جای «مقامات » از «وادی»ها استفاده می کند. معنای وادی بیابان های سنگلاخی است، این بیابان اینها هستند: طلب، معرفت، استغتنا، توحید، حیرت، فقروفنا، طلب شوق اولیه است وبعد عشق. از این رو، وادی های او ذوقی وعاشقانه اند. به همین خاطر، وادی های او را هفت شهرعشق نامیدند.

مساله بعدی این که عرفای پیش ازعطار یا حتا بعد ازعطار معتقد بودند تفاوت میان انسان وفرشته عشق است. انسان عشق را پذیرفته ولی فرشتگان نپذیرفتند. حافظ می گوید فرشته عشق را نداند که چیست/ای ساقی بخواه جام وگلابی به خاک آدم ریز. ولی عطار خلاف این رامی گوید. عطار معتقد است فرشتگان هم مثل انسان ها عاشق خداوندند و اگرعشق نداشتند، این گونه حول عرش الهی نمی گشتند. چیزی که انسان دارد وفرشته ندارد از نظر عطار«درد» است. بنابراین عرفان عطار از یک سو عرفان گذشته را در خود دارد واز دیگر سو، ابتدایی برای عرفان آینده است؛ آینده ای که در آن مولوی باید خودش را بیابد[16].

بنا به این مقدمه چینی مقایسی ای که نسبت به عرفان عطار و سنایی به ویژه درحدیقه و منطق الطیر را  صورت گرفت، به این نتیجه می رسیم که سنایی اصطلاحات عرفانی را یعنی اصطلاحات که در«مقامات» مطرح است وقبل از سنایی هم مطرح بوده، پذیرفته است اما عطار این اصطلاحات را طور دیگری به کار برده حتا «مقامات» را «وادی» نامیده است. چنان که مولانا می گوید:

هفت شهرعشق را عطار گشت      ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم [17]

عرفان عطار به ویژه در منطق الطیر ویژگی های خود را دارد: اول این که عطار نوعی وحدت حال و  وحدت تجربه را درغزل هایش رعایت می کند، یعنی غزل او حول یک محور می چرخد و مسلسل است. مثلاً «دل» را محورغزل قرار می دهد وتمام ابیات را پیرامون آن نظم می دهد. در واقع غزل او از ابتدا تا آخر مثل یک داستان است. دوم این که اصطلاحات عرفانی را به کار نمی گیرد، اما غزل هایش کاملاً عرفانی است. چنان احاطه ای به عرفان دارد که لازم نمی بیند مثل شاه قاسم انوار یا شاه نعمت الله ولی اصطلاحات عرفانی را وارد شعر کند. مطلب را به زبان ساده می گوید ولی خود مطلب عرفانی است[18]. یعنی شعر عطار سراسر عرفانی است که هیچ ضرورتی وجود ندارد تا از اصطلاحات خاص عرفانی که دیگر عرفا در شعرشان وارد می کند، عطار وارد کند زیرا شعر عطار با همه سادگی ادبی اش، بیانی است عارفانه و با اصطلاحات عارفانه ویژه خودش.

اما عرفان سنایی درحدیقه الحقیقه با زمینه اخلاقی و تعلیمی و با ظاهر شرعی سروده شده است و از نظر اصطلاحات هم اصطلاحات عرفانی قبل از خود را مورد تایید قرار داده است به ویژه اصطلاحاتی که در زمینه سیر و سلوک مطرح است.

اما عطار در این زمینه تجربه جدیدی داشته و در زمینه اصطلاحات هم ابتکارایی داشته است.

در اینجا به طور مفصل اصطلاحات عرفانی هر دو اثر را کنار هم قرارمی دهیم:

چنان که بیان شد سنایی اصطلاحات عرفانی پیش ازخود را تایید کرده است. این اصطلاحات را می توان چنین بر شمرد:

حال مراقبه

حال قرب

محبت و عشق

خوف

رجاء

شوق

انس

اطمینان

مشاهده

 حال یقین [19]

اما عطار به جای «مقامات» اصطلاح «وادی» را به کاربرده واصطلاحات مشمول آن را نیز از اصطلاحات دیگر استفاده کرده که می توان این را از جمله ابتکارات عطار درعرفان دانست. اصطلاحات که عطار به کاربرده اینها است:

طلب

عشق

معرفت

استغناء

توحید

حیرت

فقروفنا[20]

این اصطلاحات عرفانی را، عطار که درمنطق الطیر به کاربرده، عارفان آن را هفت شهرعشق عطار نامیده اند.

 

نتیجه

درفرجام می شود گفت که اصطلاحات عرفانی درحدیقه الحقیقه سنایی اصطلاحاتی است که در ادبیات عرفانی وعرفان معمول بوده است و در کل، کتاب حدیقه الحقیقه دارای بستر اخلاقی وظاهرشرعی و صنعت های ادبی است که فضای عرفانی اثر را تحت پوشش قرارداده است اما منطق الطیر عطار کاملاً دارای یک فضا، بستر، زبان، بیان و موضوع عرفانی می باشد و اصطلاحات عرفانی این اثر ابتکاری و ویژه منطق الطیرعطار است.  

 

 

[1] ـ فروازانفر، سخن ....، ص 259

[2] - دکتر رضا اشرف زاده، آب آتش افروز، ص 22

[3] - علی اصغر حلبی، گزیده حدیقه الحقیقه، ص 9

[4] - همان، ص 8

[5] - منوچهر دانش پژوه،گزیده حدیقه الحقیقه، ص 15

[6] - مصاحبه به مناسبت بزرگ داشت عطار با داکتر اشرف زاده

[7] - عطارنیشاپوری، منطق الطیر، مقدمه،تصحیح وتعلقات محمد رضا شفیعی کدکنی، ص 11

[8] - مصاحبه به مناسبت بزرگ داشت عطار با داکتر اشرف زاده

[9] - علی اصغرحلبی، گزیده حدیقه الحقیقه، ص 14

[10] - علی اصغرجلبی،گزیده حدیقه الحقیقه، ص 14

[11] - همان، ص 17

[12] - پروفیسورعبدالقیوم قدیم، یاداشتهای تدریس دوره ماستری

[13] - پروفیسورعبدالقیوم قدیم، یاداشت های درسی دوره ماستری

[14] - غلام علی آریا، کلیاتی درمبانی عرفانی وتصوف،ص 119

[15]- غلام علی آریا، کلیاتی درمبانی عرفان وتصوف، ص 95

 

[16] - مصاحبه به مناسبت بزرگداشت عطاربادکتراشرف زاده

[17] - غلام علی آریا، کلیاتی درمبانی عرفانی وتصوف،ص119

[18] - مصاحبه به مناسبت بزرگ داشت عطارباداکتراشرف زاده

[19] - غلام علی آریا، کلیاتی درمبانی عرفانی وتصوف، ص 101

[20] - غلام علی آریا، کلیاتی درمبانی عرفانی وتصوف،ص119

+ نوشته شده در  88/05/20ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط يسنا